"آلیس در سرزمین عجایب" (Alice in Wonderland) نام فیلمی از
"تیم برتون" (Tim Burton) است که بر اساس رمان معروف "لوئیس کارول" (Lewis Carroll) به همین نام ساخته شدهاست. این فیلم در ۵ مارس سال ۲۰۱۰ میلادی در امریکا اکران شد. این فیلم به کارگردانی تیم برتون ، کارگردان توانا و با سابقه در زمینه تولید فیلم های در ژانر فانتزی و کودکانه ساخه شده است که هفتمین همکاری "جانی دپ" (Johnny Depp) و تیم برتون بعد از فیلم موزیکال "سوئینی تاد" (Sweeney Todd: The Demon Barber of Fleet Street) بود.
در این فیلم ۱۰ سال از زمان نخستین دیدار آلیس از سرزمین عجایب میگذرد. آلیس اکنون دختری ۱۹ ساله، و از یک خانواده انگلیسی عصر ویکتوریایی است که برای فرار از یک پیشنهاد ازدواج در یک میهمانی، بهدنبال خرگوش سفیدی راه می افتد و مجدداً سر از سرزمین عجایب در میآورد.
اوضاع سرزمین عجایب بسیار دگرگون شده است. ملکهٔ سرخ علیه خواهر خود، ملکهٔ سفید، توطئه کرده و بر سرزمین عجایب سیطره خویش را گسترانیده است. ساکنین سرزمین عجایب آماده اند تا با کمک آلیس دست به شورش بزنند و ملکه سرخ را براندازند. در جریان فیلم، به مرور آلیس وقایع ۹ سالگی خود در سرزمین عجایب را بصورت فلشبک به یاد می آورد، و در نهایت به کمک دوستانش (کلاه دوز دیوانه، گربه چشیر، کرم شبتاب، دوقلوهای دیدلدام و دیدلدو، و دیگران) موفق به براندازی ملکه سرخ میشود.
ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب
(Alice's Adventures in Wonderland) نام کتابی است که لوئیس کارول در سال ۱۸۶۵ (میلادی) منتشر کرد. این کتاب که برای کودکان نوشته شدهاست داستان خیالی سفر دختری بنام آلیس را تعریف میکند که به دنبال خرگوش سفیدی به سوراخی در زمین میرود و در آنجا با ماجراهای عجیبی روبرو میشود.
داستان کاملا اتفاقی آغاز میگردد و با تمایل کودکانه آلیس برای عبور از دری کوچک و ورود به باغی پر از گل ادامه مییابد. آرزوهای دور از حقیقتی که محقق میگردند و موجودات عجیبی که در آن سرزمین حضور دارند ادبیات خیالپردازی داستان را شکل میدهند و مفاهیمی عمیق را در قالب داستانی کودکانه بیان میکنند. آلیس در سرزمین عجایب و ادامه های آن که "آنسوی آیینه و چرا آلیس آنجا را یافت" (Through the Looking-Glass, and What Alice Found There) (۱۸۷۲) نام دارد در طی یک قرن و نیم بی وقفه تجدید چاپ گردیده و نه تنها در عرصه چاپ و نشر کتاب و تصویرگری بلکه در دیگر عرصههای هنر نظیر
انیمیشن، فیلم، عکاسی و نقاشی نیز تاثیر گذار و الهام بخش بودهاست.
تا کنون پنج ترجمه به زبان فارسی از این رمان ارائه شده که آخرین آن آلیس در سرزمین عجایب، ترجمه زویا پیرزاد (۱۳۷۵) است.
داستان فیلم با توجه به اینکه فیلم ها و کارتون های زیادی از آن ساخته شده است دستخوش تغییر آن چنانی نشده است. تا کنون قریب به بیش از 20 فیلم، انیمیشن و سریال از روی این رمان زیبا ساخته شده است!
آلیس در سرزمین عجایب، بار دیگر ضیافتی از رنگ و نور پرده نقرهای را به تسخیر خود درمیآورد.
تیم برتون در اقتباس از داستان كلاسیك لوئیس كارول، یك فانتزی تمامعیار میسازد و برای تسخیر روح و روان تماشاگر، از نبوغش بهره میگیرد؛ نبوغی كه میتواند این جسارت را به كارگردان «آلیس در سرزمین عجایب» بدهد كه سن آلیس را بالا ببرد! در فیلم برتون، آلیس كه حالا 19ساله شده، مجدداً خرگوش سفید را دنبال میكند و باز هم وارد سرزمین عجایب میشود. فانتزی نهفته در تاروپود داستان، با سناریوی "لیندا وولورتن" (Linda Woolverton) سطحی فراتر مییابد و برتون روی صندلی كارگردان، محملی برای تبلور دلمشغولی همیشگیاش مییابد: «هر چه عجیبتر، بهتر!». آلیس در سرزمین عجایب میكوشد تا اعجابانگیز بودن را به عنوان مهمترین منطق روایی اثر، جا بیندازد.
این ویژگی وقتی با قابهایی سرشار از رنگ و نور كه هارمونیشان چشمنواز هستند، همراه میشود با یاری حاشیه صوتی غنی و موسیقی سحرانگیز "دنی اِلفمن" (Danny Elfman) میتواند
تماشاگر را مبهوت و شگفتزده كند. به این ترتیب آشناییزدایی سناریو، در مرحله كارگردانی نیز با انواع و اقسام تمهیدات برای عجیب و غریبتر بودن همراه میشود. وقتی در نمایی زیبایی بصری چنان موج میزند كه گویی با یك شاهكار بلامنازع هنر نقاشی روبهرو هستیم، نمیتوان سلیقه هنری ناب برتون را تحسین نكرد.
هرچند همین
برتون نابغه، مانند برخی دیگر از ساختههای این سالهایش موفق نمیشود انسجام اثر را حفظ كند. فیلم در لحظاتی، مناسب بچههای گروه سنی الف به نظر میرسد و در سكانسهایی ظرافتهایی را لحاظ میكند و ارجاعهایی میدهد كه با فانتزیهای شیرین اسپیلبرگی فرسنگها فاصله دارد.
اگر اسپیلبرگ در آثار علمی- تخیلی دهه هشتادش، آرمانهای مردی را به تصویر میكشید كه دلش میخواست كودك بماند، برتون كاراكتر كودك داستانی را كه همه آن را از حفظ هستند به جوانی 19ساله تبدیل میكند. كودك دیروز حالا بزرگ شده ولی همچنان گرفتار رویای كودكی است. نوع و نحوه پردازش این رویاها با تمام باجهای بعضاً ناگزیری كه برتون به تماشاگر تینایجر داده است (كمپانی نمیتوانست در اقتباس از
داستان آلیس در سرزمین عجایب مخاطب كودك و نوجوان را نادیده بگیرد) بارقههایی از نبوع را نیز به نمایش میگذارد.
بار دیگر این ذهن متخیل برتون است كه در آسمان هنر هفتم امكان پرواز یافته است. هرچند این تخیل با ظرافت هنری و سلیقه بصری همراه شده ولی فیلم به مرور آنقدر منطق كارتونیبودنش را مورد استفاده و تأكید قرار میدهد كه از حساسیت مخاطب نسبت به عوالم عجیبی كه بر كاراكترها می رود، كاسته میشود. شاید به همین دلیل است كه برتون در چند پرده نهایی
فیلمش به اكشن روی میآورد و حتی از تغییر لحن و از دست دادن هارمونی دو سوم ابتدای فیلمش، هراسی به دل راه نمیدهد.
آلیس در سرزمین عجایب گرچه مورد توجه تماشاگران قرار گرفته و پس از اكران در آمریكا، در اكران جهانیاش نیز توانسته توجه مخاطبان را به خود جلب كند ولی منتقدان واكنشهای متفاوتی را بروز دادهاند. درست مثل «سوئینیتاد» اینبار نیز برخی
سینمایینویسان فیلم را شاهكار نامیدهاند و تعدادی از منتقدان بر باورناپذیربودن فانتزی اثر تاكید كردهاند.
میتوان گفت پس از "ماهیبزرگ" (Big Fish - 2003) برتون هنوز نتوانسته فیلمی خلق كند كه انسجامی درخور داشته باشد و اینبار در آلیس در سرزمین عجایب، تواناییاش در كارگردانی نمیتواند بر كاستیهای متن غلبه كند.
برتون در فیلمی كه بیشترین بستر را برای سحركردن مخاطب با قوه تخیل شگفتانگیزش یافته، به ندرت میتواند از سطح فراتر برود. همه آن رنگ و لعابها، كاراكترهای عجیب و حتی دیوانه، نماهایی كه به كارت پستالهایی چشمنواز میمانند، در كنار بهرهگیری از تازهترین فناوریهای سینمایی هالیوود، نمیتوانند اغتشاشات سناریو را بپوشانند.
حتی به نظر میرسد كه خود برتون هم این بار بیشتر مقهور امكانات تكنیكی و قابلیتهایی كه داستان در اختیارش قرار داده بوده و نتیجه با وجود تمام تبلیغاتی كه پیرامون فیلم به راه افتاده؛ چیزی فراتر از اثری چندپاره نیست. آلیس در سرزمین عجایب نشان میدهد كه حتی نابغهها هم برای رفتن به سر صحنه فیلمبرداری، به
سناریوی منسجم احتیاج دارند.
سالها پیش وقتی جانیدپ در "ادوارد دستقیچی" (Edward Scissorhands) بازی میكرد، شهرت و اعتبار امروزش را نداشت، همچنان كه برتون هم در آن دوران كارگردان فوقالعادهای محسوب نمیشد. در گذر این سالها تیم برتون و جانی دپ در پروژههای مختلفی با یكدیگر همكاری كردهاند و میتوان گفت دپ به متفاوتترین نقشهای زندگیاش، درمقابل دوربین برتون جان بخشیده است. نكته مهم و كلیدی در مورد دپ- كه شاید مهمترین دلیل تداوم همكاریاش با برتون باشد- انعطاف فوقالعاده چهرهاش است؛ انعطافی كه باعث میشود در هزارتوی ذهن پیچیده تیم برتون همواره جایی برای این بازیگر وجود داشته باشد. جانیدپ پس از «سوئینیتاد» اینبار در آلیس در سرزمین عجایب، نقش متفاوتی را تجربه كرده كه درست در نقطه مقابل همكاری قبلیاش با تیم برتون قراردارد. "هلنا بونهم كارتر" (Helena Bonham Carter)، همسر تیم برتون هم كه در همه این سالها در آثار خالق «ادوارد دست قیچی» حضور داشته، در سهمبخشیدن به فانتزی اثر نقش موثری ایفا كرده است.
جلوه های ویژه فیلم بسیار عالی است و همان طور که خود تیم برتون گفته بود ، در این فیلم با آلیس و مردمان تازه ای با سرزمین عجایب منحصر به فردتری آشنا می شویم. وجود دو برادر چاق ، موش زبل ، خرگوشی ترسو ، خرگوشی زرنگ ، گربه ای دورو ، سگی دلسوز و ... همه و همه شخصیت هایی هستند که در این جهان و نه در دنیای خیالی آلیس هستند و ما همواره با آنان در ارتباط هستیم!
با اینکه داستان کشش لازم را داشت اما همه چیز خیلی سریع اتفاق می افتد. این فیلم با توجه به فروش بالا و اخبار داغی که از آن به بیرون درز کرده بود، میتوانست خیلی بهتر ساخته شود .
از لحاظ کیفیت ،
جلوه های ویژه و به خصوص گریم شخصیت های اصلی داستان و به خصوص جانی دپ در نقش کلاهدوز و هلنا بونهام کارتر در نقش ملکه قرمز بسیار عالی بود به طوریکه انتشار اولین تصاویر از این شخصیت ها همه را شگفت زده کرد.
اما
داستان فیلم آنطور که باید و شاید پیش نرفت ، این داستان کشش لازم برای رسیدن به 2 یا 3 قسمت را هم داشت که قطعاً این موضوع باعث جذاب تر شدن و بهتر شدن فیلم هم میشد.
آلیس در سرزمین، دیگر چیزی نمانده که به میلیارد دلاری های هالیوود بپیوندد و به برترین و موفق ترین اثر تیم برتون در گیشه تبدیل شود. این فیلم پس از گذشت 76 روز از اکران آن، موفق شده به فروش کلی 980,666,065 دلار دست یابد. و این در حالی است که اکران آن همچنان در اریکا و جهان ادامه دارد. هر چند افزایش سالانه قیمت بلیت سینما به ویژه قیمت بالای بلیت در سالن های مجهز به سیستم نمایش سه بعدی هم تأثیر به سزایی در افزایش میزان فروش فیلم داشته است اما موفقیت برتون و
بازیگران و جلوه های ویژه و دیگر جنبه های قوت این فیلم را نمی توان نادیده گرفت.
در کل می توان گفت که آلیس شگفت انگیز است، ولی بالاتر از آن یک
شاهکار جلوه های ویژه به حساب می آید. نمایی است از دنیای زیبایی که باید به نظاره آن نشست.