"ماتریکس" یا "مِی تریکس" (The Matrix) فیلمی علمی-تخیلی به نویسندگی و کارگردانی "برادران واچوفسکی" (Wachowski brothers) به نامهای "اندی و لری واچوسکی" (Larry and Andy Wachowski) است که در سال ۱۹۹۹ اکران شد. در این فیلم بازیگرانی همچون "کینو ریوز" (Keanu Reeves)، "لورنس فیشبرن" (Laurence Fishburne)، "کری اَن ماس" (Carrie-Anne Moss)، "جو پانتولیانو" (Joe Pantoliano) و "هوگو ویوینگ" (Hugo Weaving) ایفای نقش کردند. این فیلم آمیزهای از اکشن، هنرهای رزمی و یک
فیلمنامه چندلایه است. برای ساختن این فیلم، برادران واچوسکی، منابع بسیاری را جستجو کردند، از جمله این منابع می توان: علوم کامپیوتری و ارتباطات، انواع شاخه های علم یا راهکارهای هکری، منابع فلسفی، مذهبی و دینی و حتی رمان آلیس در سرزمین عجایب از لوئیس کارول، فیلمهای اکشن چینی، وسترنهای ایتالیایی، فیلمهای علمی تخیلی و مهمتر از همه انیمه های ژاپنی را نام برد.
داستان این
اکشن قدرتمند سینمای جهان، بسیار نو و منحصر به فرد است. در آینده نزدیک، آزادی طلبان به کمک تجهیزات محرمانه خود با یک هکر کامپیوتر (Hacker) به نام "توماس آندرسون" (Thomas A. Anderson) ارتباط برقرار میکنند و به او شرح میدهند که حقیقتی که او تصور میکند، یک شبیهسازی پیچیده کامپیوتری است به نام "ماتریکس" (Matrix) که توسط نوعی هوش مصنوعی بدخواه طراحی شده است.
ماتریکس حقیقت را از بشریت مخفی میسازد و به آنها اجازه میدهد تا یک زندگی متقاعد کننده و شبیه سازی شده در سال ۱۹۹۹ را داشته باشند، و این در شرایطی است که در دنیای واقعی، حدود سال 2199 است. در حالی که ماشینها در حال رشد کردن هستند و مردم را درو میکنند تا از آنها به عنوان یک منبع انرژی دایمی استفاده کنند و جنگی میان نسل بشر و ماشینها در گرفته است. "مورفیس" (Morpheus)، رهبر این آزادی طلبان باور دارد که آندرسون با نام مستعار "نیو" (Neo) در خارج از
فضای ماتریکس، "شخص یگانه" (the One) است که انسانها را به سوی آزادی هدایت کرده و ماشینها را برخواهد انداخت. به اضافۀ نئو٬ "ترینیتی" (Trinity) و مورفیس در مقابل بنده سازی انسانها توسط ماشینها میجنگند٬ درحالی که نیو کم کم شروع به پذیرفتن نقش خود را به عنوان «شخص یگانه» میکند.
فضای امروز جهان غرب فضایی اومانیستی (Humanistic) می باشد و این بدین معناست که تمامی تفکرات به سویی سوق پیدا کرده که همه چیز باید در اختیار انسان باشد. همه رویدادهای طبیعی ، مناسبات دنیایی و در یک کلام همه چیز و همه کس باید در اختیار انسان باشد و باید در راه مرتفع شدن نیازهای انسان گام بردارد . تمام این دنیا فقط برای راحتی انسان خلق شده است. در چنین فضایی که در اواخر دهه 90 ،در انتهای قرن بیستم میلادی ایجاد شده بود، فیلم ماتریس در سال 1999 ساخته شد و
نظر تماشگران سینما را به خود جلب کرد. ابتدا داستان در نظر تماشاگران تا حدی نامفهوم جلوه کرد و بیشتر تماشگران تمایل به دیدن دوباره
فیلم داشتند ، به طوریکه در روزهای اول اکران ،در فهرست پرفروشترین فیلمهای سینمای هالیوود قرار گرفت. پس از مدتی منظور اصلی فیلم که فلسفه جدید حیاتی مطرح شده توسط فیلمنامه نویسان بود در اذهان القا شد. همان فلسفه ای که وقتی مسئول جلوه های ویژه فیلم جایزه اسکار خود را دریافت نمود آن را دوباره اظهار کرد: قاشقی وجود ندارد! اما این جمله یعنی چه؟ فیلم ماتریکس بیانگر زندگی آینده انسان در دنیای واقعی است. دنیای واقعی همان دنیای آینده است دنیایی که در آن هوش مصنوعی و ماشینها حکومت می کنند. دیگر جایی برای حکمرانی انسان وجود ندارد و بدتر از آن انسان دیگر اختیاری از خود ندارد . با توجه به این مساله که بدن انسان توانایی ایجاد ولتاژ بالایی از جریان الکتریسیته را داراست ، او فقط می تواند نقش منبع انرژی برای ماشینها را ایفا نماید. این صحنه ای دهشتناک از وضعیت آینده متصور شده برای انسانهاست که به تصویر کشیده می شود. انسانها از بدو تولد در سلولهایی مانند یک منبع تغذیه توسط این ماشین ها بلعیده می شوند.
قهرمانان فیلم به دنبال این هستند که این تشکیلات را نابود سازند. در واقع این نوعی کابوس است که به تفکر انسانهای امروز ، خصوصا جهان غرب القا شد. اینکه فضای راحت کنونی با یک کابوس وحشتناک عوض شود می تواند یک مقوله کاملاً غیر قابل هضم برای انسانهای راحت طلبی باشد که فقط برای گذراندن وقت و لذت بردن به سینماها می روند. لذا با
قهرمانان فیلم همراه می شوند تا اینکه ببیند این وضعیت آزاردهنده (هرچند کوچک و محدود به سالن سینما) چه زمان به اتمام می رسد و آنها با خیال راحت به منازل خود می روند. داشتن تفکر اومانیستی به راحتی قابل ابطال است، چرا که اساس خلقت انسان براین است که پویایی داشته باشد و هدف خلقت او تعالی ارزشهایی است که در درون اونهاد شده و او باید در نگهداری و ارتقاء گوهر وجودی خویش بکوشد. اگر اساس خلقت بر بنای راحتی محض و استفاده از تمامی منابع عالم ، در جهت ارضا کردن امیال نفسانی باشد پس فرق انسان با حیوان چیست ؟
این فیلم تفکر اومانیستی را کاملا رو کرده و در ایجاد محیطی کاملا نا آرام ، بدون آسایش و حتی بدون حق انتخاب و تفکر کوشیده است. ولی آیا این
تفکر درست است؟ زمانی که نیو به سراغ "اوراکل" می رود یکی از شاگردانش هیأتی بودایی دارد. پسرک در حال خم کردن یک قاشق است. نیو به کار او دقت بیشتری می کند.پسرک به او می گوید باید به حقیقت فکر کنی. باید به این بیاندیشی که قاشقی وجود ندارد. نیو قاشق را از پسرک می گیرد و بر روی آن تمرکز می کند. ناگهان قاشق شروع به خم شدن می کند!
این عقیده همان عقب رفتن و از سمت دیگر به پرتگاه افتادن است. پایین آوردن ارزش انسانی وقوای تعقل او اشتباه است. این
فیلم برای همۀ سلیقه ها حرف برای گفتن دارد چه برای شکاک ها، چه برای مذهبیون، چه برای بودایی ها و....
فیلم ماتریکس در صدد است تا دنیای دویست سال بعد را نشان دهد که بشریت محدود و زندانی تکنولوژی ای است که خود درست کرده و این پیشرفت تکنولوژی دامن گیر خودش شده و باعث سلطۀ این تکنولوژی بر انسان ها می شود.
فیلم ماتریکس به دنبال معرفی یک منجی است تا مردم را از دست سلطۀ این تکنولوژی برهاند.
نیو آن منجی ای است که با آموزش هایی که می بیند به کمک مردم می شتابد و با مبارزۀ خستگی ناپذیرش با مأمورها (Agents) بالاخره آن ها را شکست می دهد وباعث رهایی نسبی خود و گروهش از دست مأمورین می شود. این
فیلم که به دست برادران یهودی واچوفسکی ساخته شده بنا دارد سرزمین موعودی را به نام زایون یا همان صهیون به مخاطب معرفی کند که کسی از این سرزمین ظهور می کند و منجی بشریت است!
نکته مهمی که وجود دارد این است که در تمامی صحنه های نبرد، نئو، با لباسی که همانند لباس کشیش ها است می جنگد. حتی وقتی که
صحنه های نبرد درگیرانه تر می شوند، او با لباسی که دکمه های آن کاملاً بسته است، می جنگد! جالب اینجاست که اینگونه جنگیدن با یک لباس مذهبی ساده، نه تنها دست و پاگیر نیست، بلکه به ابُهت و عظمت نئو نیز می افزاید و او را قدرتمندتر از قبل نشان می دهد!
درست است که هوش مصنوعی (Artificial Intelligence)
ساخت دست انسان است ولی امکان این که بر خود او غلبه کند بسیار کم است ، زیرا به تبع اینکه انسان، خود، آن را به وجود آورده و به تمام ریزه کاریهای آن آشناست ، راه متوقف کردن آنرا می داند، ما می توانیم به قدرت تمرکز انسان و غالب بودن روح اعتراف کنیم ، ولی این مزیت برای تجلی روح الهی است که در درون آدمی وجود دارد. این چیرگی بر مشتقات مادی و حتی بالاتر از آن، دستیابی به جهان معنویت از ویژگیهای بارز و قابل ذکر انسان است اما نه به این معنا که در راه مبارزه با موجوداتی بی روح و مصنوعی بکار گرفته شود.
جلوه های ویژه فیلم در زمان خود خیره کننده بود و برندۀ جایزۀ اسکار شد. زمانی که متصدی جلوه های ویژۀ فیلم برای گرفتن تندیس اسکار به روی سن می رود این شعار را مطرح می کند که قاشقی وجود ندارد!
گذشته از فلسفه درونی فیلم و دیالوگها، که می شود ساعتها درباره آن صحبت کرد، بازیگران نیز همانهایی هستند که باید باشند. گفتنی است که وال کیلمر، براد پیت، ویل اسمیت و اوان مکگریگور، قبلاً برای اجرای نقش نیو به جای کینو ریوز پیشنهاد شده بودند، اما آنها این نقش را نپذیرفتند، با اینکه هرکدام
هنرپیشه های بزرگی بودند، و حتی ویل اسمیت بیان داشت که بازی او در این نقش ممکن به شکست فیلم بیانجامد!
هیچ فیلمی در
تاریخ سینما اینقدر نگرش انسانی را نسبت به دنیا و اتفاقات پیرامون آن عوض نمی کند. اما بعضی ها ماتریکس را
دوست ندارند. خیلی ها ماتریکس را با این دید که یک فیلم
علمی – تخیلی است که آدمها در آن پرواز میکنند و ....!!! نصفه و نیمه دیده اند و آن را رها کرده اند! به نظر من این اوج بی انصافی در حق این شاهکار عالم سینما است ! ماتریکس بیش از آنکه که یک فیلم علمی - تخیلی باشد ، یه فیلم فلسفی محسوب میشود !
عجیب تر این که خیلی ها هنوز هم می گویند که قسمت 2 و 3 فیلم به خوبی قسمت اول نبودند !!! برادران واچفسکی بارها در مصاحبه های خود اعلام کردند که علت این که فیلم را
سه گانه کردند فقط زمان نمایش و محدودیت های ساخت و تولید بوده است و عملاً بیننده باید به این سه قسمت به دید یک مجموعه نگاه کند !
مهم ترین بُعد فلسفه که در ماتریکس به آن بر میخوریم بحث جبر و اختیار است! انتخاب یکی از دو قرص قرمز و آبی در ابتدای فیلم، دقیقا بیانگر جبر و اختیار است.
دنیای ماتریکس دنیای بدون اختیار است و زایان دنیای اختیار! وقتی در پایان بخش اول نئو شروع به مبارزه با بازرس اسمیت می کند، مورفیس میگوید : He is begining to believe ( داره ایمان میاره ! )
نمونه این حرفها در این فیلم بسیار زیاد است و با نوشتن و توضیح آنها واقعاً می توان چند جلد کتاب نوشت!
فکر نمی کنم در تاریخ سینمای دنیا، روی هیچ
فیلمنامه ای اینقدر حساب و کتاب شده باشد که روی فیلمنامه ماتریکس شده است ! اسم افراد و اسم محل ها و اعداد همگی بدون استثنا با حساب و کتاب و منطق انتخاب شده اند.به عنوان مثال:
Neo : نئو، نام
قهرمان داستان، ترکیبی از دو کلمه New و One است، و به معنای منجی ای است که آینده ماتریکس را به دست خواهد گرفت و بشریت را نجات خواهد داد. نام نئو ترکیب بدیعی است که حس انتظار برای یک منجی را بطورغیر مستقیمی در بیننده القا می کند.
Thomas Anderson : توماس، به انجیل
توماس اشاره دارد که با نام Gnosticism شناخته می شود. اندرسون به معنی پسر اندرو است. از آنجایی که در یونانی اندرو به معنی "مرد" (man) است، این می تواند یکی از القاب مسیح (Jesus) باشد. یعنی "پسر مرد یا پسر خدا" (The Son of Man). توماس هم که از نام Doubting Thomas گرفته شده است. او که یکی از پیروان مسیح بود، به رستاخیز مسیح شک کرد و تقاضا کرد که قبل از اینکه محکوم شود، ضخمهای مسیح را لمس کند.
Trinity : اشاره به تثلیث دارد و از آنجا گرفته شده است (Holy Trinity) . که در آن مورفیوس خدای پدر (God the Father)، نئو به عنوان خدای پسر (Messiah) و
ترینیتی خدای روح مقدس (Holy Spirit) است. این مسئله به روشنی در فیلم نشان داده شده است. آنجایی که نئو، به کمک ترینیتی با مورفیوس ملاقات می کند، مثل این است که پسر از طریق روح، پدر را می یابد (مسیح، روح مقدس و خداوند)!
Morpheus : مورفیوس، یکی از خدایان یونان باستان است.
The Oracle :
مادر ماتریکس است که از زبان "آرکیتکت" (Architect) در خود فیلم شرح داده می شود و از آن با نام آفریدگار یا خالق اولیه نام برده می شود. نام آن از Delphic Oracle گرفته شده که از پیشگویان معبدی با همین نام در یونان بوده است.
Smith : ریشه اسم بازرس
اسمیت از کجا است؟ در یک صحنه از فیلم، بازرس اسمیت سوار یک ماشین آئودی شده که پلاکش IS 5416 است. این شماره پلاک اشاره داره به انجیل منسوب به Isaiah ، بخش 54 ، آیه 16 که در آن آمده ( بر حذر باش که من Smith را آفریدم که بر اخگر های آتش میدمد و ابزاری برای خود فراهم میاورد و من او را از برای نابودی خلق کردم ).
Nebuchadnezzar : ( سفینه ای که مورفیس کاپیتانش بود ) همان بخت النصر است که به روایت انجیل پادشاه بابل بوده که به سبب رو گرداندن مردم از خدا ، از طرف خداوند برای حمله به اورشلیم اعزام شد !
Zion ( شهری که آنهایی که از
ماتریکس بیرون آمدند به اون پناه برده بودند ) : تپه ای است در اورشلیم که معبد سلیمان در بالای آن بنا شده است ! ضمنا کلمه Zion نوعی ترکیب از کلمات Zero و One است که به صفر و یک های دنیای ماتریکس اشاره دارد !
اگر بخواهیم از اسمها و معانی و مراجع آنها بگوییم، بسیار می توان سخن گفت. فقط می توان گفت که هیچ اسمی در این فیلم بدون حساب و کتاب انتخاب نشده است ! ارجاعات زیادی در
فیلم ماتریکس وجود دارد به مذاهب و پیروان ادیان مختلف مثل بودایی ها و
هندوها و .... ! صحنه برزخ را در ایستگاه قطار به یاد بیاورید، زن و شوهر هندی که با دخترشان مسافر قطار هستند. خم کردن قاشق را توسط پسرک بودایی و دیالوگ معروفش با نئو : « نئو : چطور اینکار رو میکنی ؟! ( خم کردن قاشق ) پسر : من قاشق رو خم نمیکنم ! دنیای اطرافش رو خم میکنم !»
فیلم ماتریکس از نقطه نظر فنی ، بخصوص در عرصه
جلوه های ویژه یک تحول عظیم بود در تاریخ سینمای جهان بود. صحنه های Still Camera Imaging یا همان حالتهایی که دوربین دور شخصیت در گردش بود ، یا صحنه های شلیک گلوله (Bullet Time) ، برای اولین بار در تاریخ در ماتریکس به کار گرفته شد و امروزه همه از آن ایده ها صرفاً و مستقیماً تقلید میکنند !
"جان گِیتا" (John Gaeta) ، سرپرست جلوه های ویژه فیلم خود می گوید: «برای الهام هنرمندانۀ جلوه Bullet Time ، من به سراغ "اوتومو کاتسوهیرو" (Otomo Katsuhiro) رفتم که نویسنده و کارگردان انیمه ژاپنی و معروف "آکیرا" (Akira) بود و قطعاً او بود که راه را به من نشان داد، به همراه کارگردان "مایکل گوندری" (Michel Gondry) که ویدئو موزیکهای او با
تکنیک جدیدی که view-morphing نامیده می شد همراه بودند.»
ماتریکس تنها فیلمی بود که توانست در حضور یکی از اپیزودهای جنگ ستارگان (Star Wars: Episode I The Phantom Menace) ، اسکار بهترین جلوه های ویژه را بگیرد (72nd Academy Awards) ! قبل از این، هر وقت یکی اپیزودهای
جنگ ستارگان کاندید بود ، همه میدانستند که اسکار را میبرد ! جوایز این مجموعه بسیار زیاد است، اما از مهمترین آنها میشود به:
* جایزه اسکار بهترین ویرایش فیلم
* جایزه اسکار بهترین
جلوههای ویژه
* جایزه اسکار بهترین جلوههای صوتی
* جایزه اسکار بهترین صدابرداری
* جایزه بافتا بهترین جلوههای صوتی
* جایزه بافتا بهترین صدابرداری
در سال 2000 اشاره کرد ! ( فیلم اول، کاندید 64 جایزه معتبر و برنده 28 تای آنها شد ! ).
موسیقی متن فیلم هم که اثری است از "دان دیویس" (Don Davis) است که در آن زمان، مهمترین کارهای قبلیش فیلمهای Blackout و Bound بودند و او به خوبی از عهده
موسیقی این فیلم بر آمد و موسیقی ای پرقدرت، مهیج و مناسب با فیلم را عرضه کرد که هنوز هم با وجود سابقه کار طولانیش، ماتریکس بزرگتریم موفقیت هنری او محسوب می شود.
در پایان می توان گفت که ماتریکس، به عنوان معیاری است برای
تمام فیلمهای علمی-تخیلی جهان! به طوری که باید آن را در صدر قرار داد و رتبه بقیه فیلمها را با آن سنجید. ماتریکس فیلمی است بی نهایت فلسفی، بی اندازه هیجان انگیز و قدرتمند و حماسه ای است که فیلمهای اکشن و علمی-تخیلی را به سطح جدیدی از تکنیک و نوآوری هدایت کرد. فیلمی بی همتا و تکرار نشدی، در سطحی دست نیافتنی!