"ناین" یا "نُه" (NINE) نام یک
فیلم درام-رومانتیک و البته موزیکال، محصول سال ۲۰۰۹ آمریکاست. در این فیلم ستاره های برنده جایزه اسکار بازی کرده اند. این فیلم سومین فیلم رومانتیک از کارگردان "راب مارشال" (Rob Marshall) است و فیلم های قبلی او "خاطرات یک گیشا" (Memoirs of a Geisha - 2005) و "شیکاگو" (Chicago - 2002) بوده اند.
داستان این فیلم موزیکال، درباره ی یک کارگردان ایتالیایی چهل ساله به نام گوییدو کونیتینی می باشد که در هنگام شروع ساختن فیلم جدیدش، ایتالیا، دچار مشکلاتی در رابطه با زنان تاثیر گذار در زندگی اش می شود و در گردابی از احساسات، خاطرات و پیچیدگی های عاطفی گرفتار می شود. ." گوییدو کونتینی" (
دانیل دی لوییس - Daniel Day-Lewis) که حتی کلمه ای هم برای فیلم نامه ی ایتالیا ننوشته است سعی می کند بین زندگی حرفه ای و درونی خود تعادل به وجود بیاورد. کونتینی، کارگردان مشهوری است که در مراحل پیشتولید آخرین فیلمش قرار دارد، اما فشارها از سوی تهیهکنندهاش، همسرش "لوییزا" (ماریون کوتیارد - Marion Cotillard)، معشوقهاش "کارلا" (پنهلوپه کروز - Penélope Cruz)، هنرپیشهی محبوبش، "کلودیا" (نیکول کیدمن -
Nicole Kidman) و کاردینال زیاد است و باعث شده که او مدام بین واقعیت و رویا زندگی کند. در واقعیت او یک دوست خوب، لیلی (جودی دنچ - Judi Dench) دارد که طراح لباس فیلمهایش است دارد و در رویا، مادر فقیدش (
سوفیا لورن - Sophia Loren) را میبیند. این عدم تفکیک زندگی خیالی و حقیقی او باعث میشود که اتفاقاتی به وقوع بپیوندد...
راب مارشال با ساختن شیکاگو نشان داد که می تواند صحنه های رقص و آواز را به خوبی به تصویر بکشد و درک خوبی از موزیکال دارد و می تواند موزیک را با درام داستانی، هماهنگ کند. اما در این
فیلم درام داستانی اصلاً با موزیک هماهنگ نیست و صحنه هایی که موزیک ندارند، کلاً خسته کننده از آب در آمده اند.
دنیل دی لوئیس بازیگر بسیار خوبیست، اما در این فیلم سرد و بی احساس ظاهر میشود. انگار که همیشه خسته است و اصلاً نمی تواند ذره ای به بازی جاودانه مارچلو ماستریانی نزدیک بشود. اما بقیه بازیگران به خصوص پنه لوپه کروز و ماریون کوتیار خوب ظاهر شده اند.
طراحی صحنه و لباس فیلم خیره کننده است و آوازهای فیلم هم بسیار خوب و حرفه ای هستند به خصوص سینما ایتالیا که میشود به عنوان یک کلیپ آن را در نظر گرفت، و بسیار جذاب است.
فیلم فلینی مربوط به
دوران سینمای دهه 60 است و اشارات و تلویحاتش را به این سینما دارد، اما فیلم مارشال نمی تواند خود را به روز کند و مضامین گفته شده در فیلم ربطی به سینمای این روزها ندارند!
این فیلم در
مراسم جوایز اسکار 2010 (82nd Annual Academy Awards) نامزد چهار جایزه بود: بهترین بازیگر زن نقش مکمل (پنهلوپه کروز)، بهترین کارگردانی هنری، بهترین طراحی لباس و بهترین ترانهی نوشته شده، که البته هیچکدام را نتوانست بدست آورد. همچنین
نامزد پنج جایزه گلدن گلوب 2010 (Golden Globes) بود، که در آنج هم نتوانست جایزه ای کسب کند.در مجموع، این فیلم تا به حال پنج جایزه برده و 32 بار نامزد جوایز گوناگون از جشنواره های مختلف شده است.
نُه، فیلمی است که در میان فیلمنامه نویسانش، نام "آنتونی مینگلا"ی فقید (Anthony Minghella)، خالق "بیمار انگلیسی" (The English Patient) هم دیده میشود. فیلم، بازسازی اثر "فدریکو فلینی" (Federico Fellini)، یعنی "هشت و نیم" (8½)، در سال ۱۹۶۳ است. نُه، یک فیلم درام موزیکال است. در مقایسه با
فیلمهای موزیکال دههی گذشته "مولن روژ" (Moulin Rouge)، و داستان سیاه «سویینی تاد»، داستانی متفاوت دارد اما چیزی که همان ابتدای کار به چشم میآید جسورانه و گستاخانه بودن بسیاری از صحنههای فیلم است. به نظر میآید راب مارشال، که عشق معصومانهی «خاطرات یک گیشا» را خلق کرده، اینبار دیگر چندان خجالتی نیست!
محدودیت هموارهی داستان فیلمهای موزیکال، دامن نقشهای بازیگر زن فیلم را گرفته و اغلب نقشهای زن (غیر از کاراکتر لوییزا که ماریون کوتیارد آن را بازی میکند)، هیچ بُعد و عمقی ندارند. گویا آنها آفریده شدهاند تا گوییدو را اغوا کنند و عوامل محرک فیلم باشند. مخصوصاً کیت هادسن در نقش استفانی که رسماً فلسفهی وجودیش در فیلم همین است! اما سبکسرانهترین قسمت فیلم ترانهای است که پنهلوپه کروز اجرا میکند، آن هم چه اجرایی! فیلم رسماً میتواند سنگقبری بر توانایی بازیگری
نیکول کیدمن باشد. آن کیدمن تکاندهندهی «ساعتها» و «دیگران» گم شدهاست، او باید بپذیرد که آثار سن و سالش دارد کمکم روی گردنش پدیدار میشود و دیگر نقش محبوبههای رویایی برایش زیادی جوان هستند. اصلاً نمیشود تصور کرد روی چه حسابی کسی که یک اسکار برده، چنین نقش سطحیای را میتواند بپذیرد!؟
با اینحال این فیلم، نکات مثبتی هم دارد. کارگردانی هنری خوب، طراحی رقصهای عالی با توجه به محیط لوکیشن و ترانههای کاملاً مناسب هر بخش، بار موزیکال فیلم را بهخوبی به دوش میکشد. ماریون کوتیارد بهعنوان زنی که خیانتهای شوهرش را میبیند و غم سنگینی را تحمل میکند، بسیار عالی ظاهر شده. او دو ترانه اجرا میکند و ترانهی “Take It All” که اتفاقاً جزو نامزدهای بهترین ترانه در مراسم اسکار هم هست، بهخوبی طغیان زن را پس از زندگی سراسر سکوت نشان میدهد. در مجموع لیست بلندبالایی از افتخارات به دنبال بسیاری از نامهای فیلم است، مانند: نیکول کیدمن برندهی جایزهی اسکار برای "ساعتها" (The Hours) و نامزدی آن برای
"مولنروژ" (Moulin Rouge)، دنیل دیلوییس برندهی دو اسکار برای "پای چپ من" (My Left Foot: The Story of Christy Brown) و "خون بهپا میشود" (There Will Be Blood) و دو بار نامزدی برای "به نام پدر" (In the Name of the Father) و "دار و دستهی نیویورکی" (Gangs of New York)، جودی دنچ برندهی اسکار نقش مکمل زن در "شکسپیر عاشق" (Shakespeare in Love) و نامزدی برای "خانم براون" (Mrs Brown)، "شکلات" (Chocolat)، "آیریس" (Iris)، "هدایای خانم هندرسن" (Mrs Henderson Presents) و "یادداشتهایی بر یک رسوایی" (Notes on a Scandal)، سوفیا لورن برندهی اسکار برای "فرار کردن" (La ciociara) و جایزهی افتخاری اسکار برای یک عمر فعالیت هنری و نامزدی برای "ازدواج به سبک ایتالیایی" (Matrimonio all'italiana)، ماریون کوتیارد برندهی اسکار برای "زندگی خوش بینانه" (La môme)، پنهلوپه کروز برندهی اسکار برای "ویکی کریستینا بارسلونا" (Vicky Cristina Barcelona) و نامزدی برای "وولور" (Volver). طراح صحنه، جان مایر هم برندهی دو اسکار برای «شیکاگو» و «خاطرات یک گیشا» شده و دو بار نامزدی آن بخاطر «الیزابت» و «دختران رویایی» را تجربه کردهاست. اما درخشانترین نقطهی عطف فیلم، حضور دنیل دیلوییس است. بسیار تعجب برانگیز بود که نام او میان نامزدهای بازیگر مرد امسال اسکار نبود!
با وجود این، فیلم برای گروه سازنده اش به خصوص راب مارشال،
قدمی رو به جلو محسوب نمیشود. حتی میشود گفت که قدمی رو به عقب است و فیلمی است که برای کارگردانش و تیم بازیگری اش امتیاز مثبتی به ارمغان نمی آورد.